الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
230
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
نداشته باشد ، چه رسد به اينكه كسى از آن حميم بنوشد . و اگر يك حلقه از زنجيرهاى آتش دوزخ بر كوهى گذاشته شود كوه گداخته گردد آنگونه كه سرب ذوب شود ، چه رسد به اينكه كسى در ميان آن رود و زيادىاش بر دوش او افتد . « 1 » ابو سعيد خدرى - مرفوعا - از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده كه فرمود : اگر با يك پتك از پتكهاى آهنينى كه براى دوزخيان مهياست بر كوههاى دنيا زده شود همه غبار گردند . . . « 2 » و در دعاى كميل آمده : « و هذا ما لا تقوم له السّموات و الأرض فكيف بي و أنا عبدك الضعيف الذليل الحقير المسكين المستكين ؛ بار خدايا ! اين عذابى است كه آسمانها و زمين تاب تحمّل آن را نداشته ، چه رسد به حال من كه بنده توأم و ضعيف و خوار و پست و گدا و بس نيازمند » . عقاب قاتل حسين عليه السّلام در عقاب الأعمال از عيص بن عاصم نقل كرده كه گويد : نزد امام صادق عليه السّلام از كيفر و عقاب قاتل حسين عليه السّلام سخن بهميان آمد . يكى از ياران آن حضرت عليه السّلام اظهار داشت : دوست داشتم خدا در همين دنيا از او انتقام مىگرفت ، امام صادق عليه السّلام به او فرمودند : گويا تو عذاب و كيفر خدا را ( در آخرت ) دستكم گرفتهاى ! با اينكه عذابى كه نزد خدا براى آنان است به مراتب سختتر و دردناكترست . « 3 » پرهيز از تلوّن در دين خدا فإيّاكم و التّلوّن في دين اللّه ؛ بپرهيزيد از رنگ به رنگ شدن در دين خدا . در صحاح گويد : فلان متلوّن ؛ يعنى فلان بر يك حال ثابت قدم و استوار نيست . جاحظ در كتاب سفيانيه آورده : پس از آنكه عمر زبير را يك تن از شش نفر
--> ( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد ، ج 10 ، ص 35 . ( 2 ) . همان ، ص 36 . ( 3 ) . ص 483 .